امروز 8 مارس است و روز جهاني زن . زنان در بيشتر كشورها اين روز را جشن مي گيرند اما برادران لباس شخصي به ما مي گويند: " شما امروز هيچ حقي نداريد! "
كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري با همكاري UNDP از هفته ها قبل براي برگزاري برنامه اي در روز 8 مارس وبه مناسبت روز جهاني زن برنامه ريزي كرده بود. سالن ورشو از يك هفته قبل رزرو شده، قرارداد مكتوبي بين كميسيون حقوق بشر كانون و شهرداري وجود تنظيم شده و مبلغي هم براي اجاره سالن به شهرداري پرداخت شده بود. پوسترهايي با عنوان "زنان اكنون" طراحي شده و در كانون وكلاي دادگستري و مكانهاي عمومي ديگر نصب شده بود. تعداد زيادي از مهمانها با تلفن، ايميل و اس ام اس دعوت شده بودند. اين برنامه چند سخنران داشت که همگی حقوقدان بودند. نسرین ستوده، زهره ارزني، بهشید ارفع نيا، شهين دخت مولاوردي، رزا قراچورلو و شادي صدر از سخنرانان برنامه بودند. دوستان ما در كميسيون حقوق بشر كانون كيك بزرگي را سفارش داده بودند و با جعبه شيريني و كيك و پوستر هاي برنامه براي تحويل سالن و آماده كردن مقدمات برنامه حدود ساعت يك ظهر به سالن رفتند و با در بسته مواجه شدند. روي درب ورودي سالن ورشو نوشته شده بود " اين برنامه مجوز ندارد". ما ساعت 2 بود كه به پارك رسيديم؛ ماموران نيروي انتظامي و برادران لباس شخصي با دوربين هايشان به استقبال ما آمدند. آنها حتي به ما اجازه ورود به پارك را هم نمي دادند و از ما خواستند تا "با زبان خوش" و "احترام" متفرق شويم. دخترها و پسرهاي زيادي روي نيمكت هاي پارك نشسته بودند. از ماموري كه ما را به بيرون پارك هدايت مي كرد پرسيديم پس چرا بفيه حق نشستن و استفاده از فضاي عمومي را دارند ولي شما به ما حتي اجازه ورود به پارك را هم نمي دهيد. به چه حقي ما را از پارك بيرون مي كنيد و...

مامور شهرداري كه البته بيشتر به نظر مي رسيد جزء مامورين لباس شخصي باشد مدام مي گفت "زودتر متفرق شويد در غير اينصورت پليس شما را مي برد" وقتي اصرار ما را براي نشستن در پارك ديد گفت: "بقيه افرادي كه در پاركاند همه دانشجوهاي دانشگاه پيام نور هستند. من هم مامور شهرداري هستم و وظيفه دارم زباله ها را جمع كنم"!
ما را از پارك بيرون و تا سر خيابان ويلا اسكورت كردند تا مطمئن شوند كه ما به خانه برميگرديم!
ما كه خيلي خسته و ناراحت بوديم، تصميم گرفتيم براي اينكه ناهار بخوريم با هم برويم خانه هنرمندان. درحاليكه تعدادمان به 15 نفر هم نمي رسيد در چند گروه به سمت خانه هنرمندان حركت كرديم ولي برادران دستبردار نبودند و با موتور و ماشين پليس ما را تا خانه هنرمندان هم همراهي كردند. ما تازه به كافه خانه هنرمندان رسيده بوديم و داشتيم سفارش نوشيدني و غذا مي داديم كه مسئول كافه آمد و از ما خواهش كرد از كافه خارج شويم . گفت: "به من گفتند كه اطراف پارك پر از پليس و نيروي انتظامي است و ماشين ون هم بيرون پارك است. اين زنها مشكلدار هستند. اگر به شما سرويس بدهيم برايمان مشكل درست ميشود." ما را از كافه هم بيرون كردند!
خيلي عصباني بودم. با همه وجود احساس ميكردم تحقير شدم؛ له شدم. احساس داغي شديدي داشتم و گريه ام گرفته بود. داشتم از پلههاي خانه هنرمندان بيرون مي آمدم كه همان ماموري كه با لباس شخصي جلوي پارك ورشو بود را ديدم و گفتم: "ما ميخواستيم غذا بخوريم؛ يعني اين حق را هم نداريم؟" به من گفت: " شما امروز هيچ حقي نداريد".
الان كه چند ساعتي از اين اتفاقات گذشته هنوز احساس بدي دارم. مدام از خودم مي پرسم كه چرا؟
چرا برنامه اي كه مجوز داشت و از طرف كانون وكلاي دادگستري كه نهادي مدني و قانوني است سازماندهي شده بود، نبايد اجرا مي شد؟
چرا ما زنها در روز جهاني زن حتي حق نشستن روي نيمكت پارك، قدم زدن در خيابان يا حتي غذا خوردن در كافه را هم نداريم؟
چرا مأمور شهرداري ما را زباله خطاب مي كند؟ بهراستي چرا حكومت انقدر از ما زنها مي ترسد ؟
از پارك كه بيرون آمديم، با دو تا از دوستانم يك تاكسي دربست گرفتيم و به خانه برگشتيم!
سایر مطالب مرتبط:
لغو نشست "زنان اکنون" در روز جهانی زن+ عکسها
لغو نشست گرامیداشت روز جهانی زن و تبریک به مناسبت این روز
جلوگیری از برگزاری مراسم روز زن در تهران
ممانعت از برگزاری مراسم روز زن در تهران