عبدالله فریور، محکوم به سنگسار، در زندان ساری به دار آویخته شد
 تاریخ: 1  اسفند  1387  

میدان زنان: ساعت 6 صبح امروز، عبدالله فریور که به زنای محصنه محکوم شده بود در زندان شهر ساری به دار اویخته شد.

منابع مطلع ضمن اعلام این خبر به خبرنگار میدان زنان گفتند: مقامات قضایی بعد از ظهر دیروز در تماسی تلفنی به خانواده فریور اعلام کردند حکم وی پنجشنبه صبح اجرا خواهد شد. خانواده فریور که نتوانستند وکیل وی را پیدا کنند، نزد امام جمعه رفتند به امید اینکه وی از اجرای حکم جلوگیری کند. وقتی در پی درخواست امام جمعه به خانه رفتند و با مدارک برگشتند، دیگر نتوانستند امام جمعه را پیدا کنند.

عبدالله فریور در زمره محکومان به سنگساری بود که وکلای عضو کمپین قانون بی سنگسار در مصاحبه مطبوعاتی خود در مرداد ماه امسال نسبت به اجرای احکام آنها ابراز نگرانی کرده بودند.

عبدالله فریور، معلم 50 ساله موسیقی که از سال 1383 به اتهام زنای محصنه بازداشت شده بود، متهم بود که با وجود داشتن زن و دو فرزند، با دختري ارتباط جنسي داشته است اما به گفته خانوادي وي، اين رابطه جنسي ‏‏"نامشروع" نبوده است، چرا که فريور و آن دختر با يکديگر پيمان "صيغه" يا ازدواج موقت داشته اند و همسر عبدالله ‏فريور نيز از اين رابطه اطلاع داشته و اين ازدواج موقت با رضايت وي انجام شده است. ‏

پرونده فريور، از آذرماه سال ۱۳۸۴ يعني يک سال بعد از دستگيري اش در شعبه دو کيفري دادسراي ساري در مازندران ‏به جريان افتاد و خواهر وي مي گويد که قاضي بدون توجه به مدارک "دال بر قانوني بودن ازدواج اين دو نفر"تنها به ‏اعترافاتي استناد مي کند که تحت فشار از برادرش اخذ شده است." ‏

آنچه در زیر می خوانید، نامه ای است که عبدالله فریور حدود دو سال پیش و قبل از تایید حکم سنگسار توسط دیوان عالی کشور برای مراجع قضایی نوشته است:

آقای عباس قناد در مورخ15/9/1383 در دادسرای عمومی شهرستان ساری شکایتی بر علیه اینجانب عبداله فریور مقدم دایر بر اغفال دخترش بنام نغمه السادات قناد مطرح میکند در شکوائیه درخواست میکند جهت تحقیقات به اداره اطلاعات منطقه انتظامی ساری ارجاع میکند.اقای قناد در مورخ23/9/83 در اداره اطلاعات انتظامی منطقه ساری میگوید((فرزندی دارم که از زمان خلقت تا کنون که 21 ساله میباشد پس از درمان جهت تقویت روحی به کلاس ارگ نزد اقای عبداله فریور مقدم فرستادم مدت چهار سال دخترم نزد ایشان به فراگیری ارگ مشغول بود .جدیدا متوجه شدم نامبرده از ضعف روحی فرزندم و سن و سال کم وی سوئ استفاده کرده است))خانم نغمه السادات قناد متولد1362 میگوید((حدود چهار سال قبل که 16 ساله بودم پدرم مرا به فراگیری موسیقی ارگ نزد فریور مقدم برد.ایشان بدن مرا دست میزد مرا اغوش میگرفت دقیقا شانزده ساله بودم تا سال اول خجالت میکشیدم  ولی ایشان همچنان این عمل را روی من انجام میداد تا این که پس از یکسال خجالت از سرم رفت مثل زن و شوهر با من رفتار میکرده است اینجانب در بازجویی گفتم بنده به استناد گواهی پزشکی قانونی شماره 3462/م/13 مورخ 13/4/83 شهرستان ساری که اعلام شده خانم قناد فاقد پرده بکارت است در مورخ20/4/83  با وی ازدواج موقت نمودم.خانم قناد در مورخ 21/10/83 در نزد بازپرس اعلام داشته اینجانب به پزشکی قانونی رفتم در خواست گواهی بکارت کردم.در مورخ 5/11/83 بازپرسی قرار عدم صلاحیت به اعتبار و شایستگی دادگاه کیفری استان صادر میکند پرونده به شبعه دوم دادگاه کیفری ارسال میگردد شعبه دوم اینجانب را احضار میکند از تاریخ 19/11/83 تا 10/12/83 بر حسب دستور دادگاه اینجانب در اختیار مامورین اطلاعات نیروی انتظامی ساری بودم.از ترس مامورین مجبور شدم اقرار کنم که قبل از عقد در منزل اقای عباس ملک افضلی در شهرستان بابل با رضایت خانم قناد با وی نزدیکی کردم.در مورخ 1/6/84 در جلسه دادرسی اعلام کردم تمام اقاریری که در جلسات قبلی داشته ام بعلت حضور مامورین اطلاعات نیروی انتظامی ناشی از ترس و تهدید بوده است.این اقاریر راانکار میکنم.ضمنا با توجه به مدارک پیوستی بیمارستانی از سال 79 به بعد همسرم دچار بیماری رحم بود.اینجانب امکان تمتع جنسی بطور طبیعی با وی نداشتم.اینجانب اصلا در مورخ 16/12/83 از زندان به دادگاه اعزام نشده ام که اقراری مبنی بر زنا در دادگاه نمایم.خانم قناد طبق گواهی روانپزشکی مورخ 24/11/83 بیمارستان شهید زارع ساری هیچ گونه بیماری روحی و روانی ندارد تا بنده از ضعف روحی وی سو استفاده کنم.اگر بندهمقید به قوانین شرعی و اسلامی نبودم چه ضرورتی داشته با خانم قناد ازدواج موقت کنم بنده به علت مشکلات زناشویی که با همسرم داشتم با رضایت خانم قناد با وی ازدواج موقت نمودم این مطالب را در جلسه دادگاه مورخ 26/1/84 هم تکرار کردم ولیکن شبعه دوم دادگاه کیفری استان مازندران به اتهام زنای محصن در مورخ 30/9/84 ملی دادنامه شماره 950 حکم بر رحم صادر کرده استپس از تجدید نظر خواهی پرونده به شبعه 41 دیوانیان کشور مستقر در مشهد ارجاع گردید این شعبه در مورخ 10/5/85 ملی دادنامه شماره 117 عینا حکم را تائید کرده است.این حکم بنا به دلایل متعدد مغایر با قانون و شرع اسلامی میباشد. 

1-طبق ماده 43 قانون ائین دادرسی کیفری تحقیقات جرم زنا به نیروی انتظامی ممنوع است.اما شبعه دوم دادگاه کیفری استان جهت تحقیقات جرم زنای محصن اینجانب را از تاریخ 19/11/83 تا 10/12/83 تحویل اداره اطلاعات نیروی انتظامی ساری قرار دادند مامورین مذکور مرا به دادگاه می اوردند اینجانب بخاطر ترس از ازار و اذیت روحی و جسمی مجبور شدم در تواریخ 19/11/83 و 4/12/83 و 10/12/83 اقرار کنم با خانم قناد قبل از ازدواج موقت رابطه جنسی داشته ام.این اقاریر بعلت فقدان اختیار و قصد ارزش قانونی ندارد چون اگر دلایل و مدارک کافی بر گناهکاری بنده وجود داشته است چه ضرورتی بود بنده جهت تحقیقات در اختیار اداره اطلاعات نیروی انتظامی قرار گیرم.بخاطر همین قضیه بوده در جلسات دادرسی مورخ 1/6/84 و 26/9/84 اقاریر قبلی را ناشی از شکنجه و ترس از مامورین اطلاعات نیروی انتظامی اعلام کرده ام صراحتا این اقاریر را انکار کردم.لذا این اقاریر به علت فقدان اختیار و قصد طبق ماده 69 قانون مجازات اسلامی فاقد ارزش قانونی است.مضافا باینکه طبق ماده 71 قانون مجازات اسلامی هرگاه کسی اقرار به زنا کند بعد انکار نماید در صورتی که اقرار به زنایی باشد که موجب قتل یا رجم است با انکار بعدی حد رجم و قتل ساقط می شود.متاسفانه دادگاه محترم به این موضوع مهم توجهی نکرده است.

2-اینجانب اصلا در مورخ 16/12/83 از زندان ساری به دادگاه اعزام نشدم چطور دادگاه محترم اقرار چهارم بنده را در این تاریخ ذکر کرده است.با توجه به ماده 68 قانون مجازات اسلامی زانی باید چهار بار اقرار صریح و بدون شبهه داشته باشد در صورتی که بنده به زور و ترس سرباز اقرار به زنا نمودم.

3-هیچ کس شهادت نداده است که اینجانب با خانم قناد قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته ام.

4-همسرم از سال 1379 دچار بیماری رحم بوده حتی رحم وی را پزشکان دراوردند امکان تمتع جنسی بطور طبیعی نداشتم زن بنده مریض بوده است طبق ماده 86 قانون مجازات اسلامی اگر زنی دارای عذر موجه باشد رجم ساقط است.متاسفانه دادگاه محترم به این موضوع توجهی نکرده اند.

اعلام کردم قبل از ازدواج موقت در شهرستان بابل در منزل عباس ملک افضلی با خانم قناد نزدیکی کردم.طبق فتوای حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اگر کسی چهار فرسخ (24 کیلومتر) از همسرش دور باشد حکم رجم ندارد. با توجه باینکه محل سکونت بنده در ساری میباشد فاصله ساری تا بابل حدود پنجاه کیلومتر است چرا قضاوت محترم به این مسایل توجه نکردند حکم رجم بنده را صادر کرده اند.من از همه مسئولین درخواست عاجزانه دارم پرونده بنده را مطابق موازین قانونی رسیدگی کنند.مانع اجرای حکم رجم شوند.

مطالب مرتبط:

بی بی سی: مرد محکوم به سنگسار به دار آویخته شد

قضاوت 10

 

بعد از خواندن مطلب به این فکر می کردم که مردان هم اسیر قوانین مزد سالاز هستندوقواتیتی که به نفع آنهاست گاهی هم ضد آنها عمل می کند.

نوشته شده بوسیله:  قتانه  در تاریخ و ساعت: 12  اسفند  1387  05:22:31
نوشته شده بوسیله:  هوشنگ  در تاریخ و ساعت: 18  اسفند  1387  13:43:22

من نظری در مورد این که مجازات این آقا چی باید باشه ندارم. اما پر واضحه که این رابطه حتی اگر در صورت عقد موقت هم برقرار شده باشه، حال و هوای اغفال رو داره. از آن گذشته مگر هر مرد 50 ساله ای که زنش بیمار باشه، باید با دختر جوانی رابطه برقرار کنه؟ این دیگه چه شکل توجیه؟ فکر نکنم در هیچ جای دنیا برقراری رابطه غیر علنی با یک دختر زیر 20 سال اون هم از سوی یک مرد 50 ساله اسمی به غیر از اغفال داشته باشه. حتی اگه با یه لفظ ازدواج موقت به اون شکل و شمایل شرعی داده باشه. منتها این که حتما مجازات چنین رفتاری سنگسار یا اعدام یا زندانه، هیچ نظری ندارم. سوالم از شما اینه که چه لزومی داره فقط به دلیل  اینکه یه کلمه سنگسار و یا زنا می بینید، سریع از متهم پرونده حمایت کنید؟ مگه از نظر شما کار این آقا درست بوده؟ کجای دنیا مردم تایید می کنن که یک معلم میان سال موسیقی تا این حد غیر قابل اطمینان باشه که به خاطر بیماری زنش یا هر دلیل دیگه چه با صیغه شرعی  و چه بدون صیغه با دختر جوانشون رابطه جنسی برقرار کنه؟ بهتر نیست تو این موارد در موضع گیری بیشتر دقت کنید؟

نوشته شده بوسیله:  لاله  در تاریخ و ساعت: 19  اسفند  1387  23:42:56
 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.