تیغ دولبه دفاع مشروع
 تاریخ: 25  تير  1387  کیانا حسینی

هر انسانی در جهت دفع خطر و تجاوزی که متوجه اوست واکنش نشان می دهد. در بسیاری از موارد این دفع خطر با صدمه به متجاوز یا مهاجم همراه است و در شدیدترین حالت آن موجب مرگ وی می گردد. با توجه به اینکه مدافع عمدا به متجاوز آسیب رسانده است طبق قانون عمل وی جرم محسوب می شود و مستحق مجازات؛ اما قانون گذار جهت حمایت از مدافع که با قرار گرفتن در آن موقعیت واکنشی طبیعی و انسانی نشان می دهد حق دفاع را برای او به رسمیت شناخته و آن را از عوامل سقوط عنوان مجرمانه و مجازات به حساب می آورد. درعین حال برای جلوگیری از سوءاستفاده مدافعان تحقق دفاع مشروع را موکول به اجتماع شروطی می کند.

از نقاط عطف مواد مربوط به دفاع مشروع در لایحه مجازات اسلامی تبصره 1 ماده 1- 144 (1) است که تلاش نموده "تناسب دفاع و تجاوز" را تفسیر کند. بدین منظور دادگاه را ملزم به توجه به "شرایط مکانی و زمانی انجام دفاع" و "وضع جسمی و روحی مدافع" می کند. با این حال این امر موجب نمی شود که از تفسیر سلیقه ای اوصاف "تناسب و ضرورت" توسط دادگاه جلوگیری شود؛ چه این اوصاف کیفی هستند و تعیین معیاری برای ارزیابی آنها بسیار دشوار است.

اگرچه لایحه مجازات اسلامی سعی در تسهیل و عینی کردن شروط دفاع مشروع داشته است اما طبق روند معمول تدوین مواد -که سال هاست همگی با آن دست به گریبانیم- با افزودن یک عبارت تقریبا همه آنچه را رشته بود پنبه می کند و این مبحث را هم مانند سابق مبهم باقی می گذارد. این ابهام در اکثر موارد گریبان زنانی را می گیرد که در خلال دفع تعرض جنسی، متجاوز را به قتل می رسانند و همینانند که جامعه مردسالار انگشت اتهام را به سمتشان نشانه می رود و گناه را از جانب ایشان می پندارد. موید این مطلب بند 4 ماده 1-144 (2)  است.

پرسش این است که منظور از "اقدام آگاهانه" در این ماده چیست؟
با مطالعه پرونده های قتل زنان در مقام دفاع مشروع و گفتگویی کوتاه با وکلا و خود این زنان، تفسیر و تعبیر دادگاه از این عبارت کاملا روشن می شود که همانا نوع پوشش و آرایش و رفتار آن زن است که باعت بروز چنین تعرضی شده است (همان فرضیه قدیمی و بی منطق کرم از خود درخت) و اینکه اساسا معیار واحدی برای سنجش پوشش و رفتار مناسب وجود دارد یا نه (جهت اثبات این امر تشتت آرای ماموران طرح امنیت اجتماعی را در زمینه بد حجابی مد نظر قرار دهید). این قضیه به عنوان یک پیش فرض در ذهن جامعه مردسالار وجود دارد و دادگاه به عنوان نهادی که از دل این جامعه بیرون آمده با نگاهی نه چندان بی طرف با متهم روبرو می شود و در این اثنا اصل بی گناهی متهم تا زمان اثبات جرم و اصل برابری در مقابل قانون تا حد زیادی مخدوش خواهد شد. بدتر آنکه همین مسئله جسارت متجاوزان را در ارتکاب عمل بیشتر می کند چون از جانب دادگاه نوعی چتر حمایتی نامرئی آنها را پشتیبانی می کند و همه این موارد اثبات دفاع مشروع را برای زن قربانی دشوارتر از آنچه هست می نماید.

از بارزترین نمونه های مطلب فوق الذکر، پرونده نازنین فاتحی است. دختر 17 ساله ای که به خاطر دفع تجاوز از خود و برادرزاده اش، مرتکب قتل پسر جوانی می شود. دادگاه در مرحله بدوی وی را متهم به قتل عمد کرده و حکم به قصاص می دهد. پس از اعتراض به حکم، پرونده به دیوان عالی کشور منتقل شده و بررسی ها از سر گرفته می شود. طی برگزاری سه جلسه دادگاه، نازنین با انواع اتهامات و سوء ظن ها مواجه می شود؛ از قاضی دادگاه گرفته که او را دختر فراری می خواند و او را متهم به رفت و آمد در خانه فساد می کند و رفتار نامتعارف وی را موجب بروز چنین اتفاقی می داند، تا مادر مقتول که با تحقیر پدر نازنین را مورد خطاب قرارمی دهد که اصطلاحا جلوی دخترش را بگیرد. بالاخره دادگاه تحت فشارها و حمایت های گسترده داخلی و خارجی حکم بدوی را نقض می کند، اما درخواست دفاع مشروع را رد کرده و با تشخیص قتل غیر عمد حکم به پرداخت دیه می دهد. با گذشت سه سال از بهترین سال های زندگی نازنین در زندان، مبلغ دیه توسط کمک های مردم در داخل و خارج پرداخت شده و نازنین آزاد می گردد. ااما باید توجه داشته باشیم آنچه که موجب نجات نازنین شد تلاش های همه جانبه محافل حقوق بشری داخلی و خارجی بود نه حمایت عدالت محور قانون! حال باید پرسید چه بر سر نازنین های دیگر می آید؟

در نهایت آنچه ذهن را به خود مشغول می کند این است که:
انتخاب زن چه می تواند باشد، تن دادن به تجاوز یا متهم شدن به دفاعی نامتناسب و غیرضروری و تحمل چندین سال زندان و شلاق (که هردو زندگی او را از مسیر عادی خود خارج می سازد)؟!

----------
1. تناسب دفاع با تجاوز و خطر باید به هنگام انجام دفاع ارزیابی شود نه قبل یا پس از آن و شدت نتایج ناشی از دفاع در این زمینه نباید لحاظ شود. به منظور تشخیص این تناسب باید شرایط زمانی و مکانی انجام دفاع و وضع جسمی و روحی مدافع مورد توجه قرار گیرد. در هر حال اگر با وجود در نظرگرفتن موارد یاد شده دفاع با حمله متناسب نباشد، دادگاه می‌تواند در جرایم تعزیری و بازدارنده کیفیات مخففه را نسبت به مدافع اعمال کند.
 2.  خطر و تجاوز به سبب اقدام آگاهانه یا تجاوز خود شخص و دفاع دیگری صورت نگرفته باشد.
                     

عده زيادي  نسبت به حكم صادره از سوي دادگاههاي اسلامي وميزان مجازات زن يا دختري كه مورد تجاوز جنسي مردي قرارگرفته، ايرادهاي فراواني گرفته اند و ايراد بزرگتر درمورد عدم مجازات مرد متجاوزاز سوي دادگاههاي اسلاميست. دركتاب تورات عهد عتيق براي زن يادختري كه مورد تجاوز جنسي قرارگرفته، دونوع مجازات قائل است: 1- اگر آن زن يادختر درمحدوده اي مانند ده يا شهر مورد تجاوز قرارگرفته وبا جيغ وداد وفرياد از طلب كمك براي نجات خود از آن وضع خودداري كند، مجازات سنگسار توصيه شده است. 2- ولي اگر زن يادختري درخارج ازمحدوده شهر يا ده خود مورد تجاوز جنسي قراربگيرد، از مجازات سنگسار معاف است. عهد عتيق اينطور دليل آورده است كه درحالت اول، آن زن يا دختر قادربوده تا با داد وجيغ وفرياد، مردم را به كمك طلبيده واز اين طريق به متجاوز اجازه ندهد تا به مقصود خود نائل شود. ولي درحالت دوم، چون عمل تجاوز در خارج از محدوده مسكوني مثلا وسط بيابان صورت گرفته،  حتي اگر آن زن يا دختر براي نجات خود از آن وضع دادوفرياد هم راه ميانداخته، پس كسي درآن نزديكي وجود نداشته تا به كمكش بيايد.

گواينكه مجازات سنگسار درقرآن توصيه نشده است ولي چون دين اسلام جزو اديان ابراهيمي بوده و مسلمانان به اديان سلف خود احترام گذاشته وكتب آنها راهم مقدس ميدانند بنابراين مجتهدان اسلامي با تكيه براحاديث واخبار كه كتاب عهد عتيق يهوديان هم جزئي ازآنهاست، اين نوع مجازات را براي زنان وحتي درمورد جرائم ارتكابي ديگري، براي مردان نيز مجري ميدارند.

بنظر ميرسد كه مابايد به ريشه اين نوع احكام برگرديم وآنهارا مورد مطالعه قرارداده ونظر متخصصان ساير اديان ابراهيمي راهم جويا شويم واينكه درحال حاضر باوجود اينكه دركتاب عهد عتيق يهوديان كه مسيحيان ومسلمانان هم آنرا قبول دارند، چرا في المثل مجازات سنگسار درمواردي كه درتورات وعهد عتيق توصيه شده است، ديگر از سوي آنان اجراء نميشود.

 

نوشته شده بوسیله:  علي كبيري  در تاریخ و ساعت: 30  تير  1387  07:41:47

dorood.shoma..familit HUSAYNI hast.....yani bavar mand be ALAH.hasti...sangsat.ghoran.va ALAHE hosain mige ...bale.....khodavand..ba alah fargh..dareh.....hosain.va alah migan khaire mosalmano bokosh.bedrood az canada

نوشته شده بوسیله:  baz  در تاریخ و ساعت: 24  دی  1387  02:38:17
 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.