نگاهی به حضور اینترنتی جنبش زنان ایران
 تاریخ: 19  اسفند  1386  صنم دولتشاهی


زنان و رسانه: تغییر از درون و فعالیت از بیرون

این گزارش را می خواهم با یک شبهه تحقیق دسته جمعی کوچک شروع کنم که محققانش، شما که این متن را می خوانید خواهید بود. میدان تحقیق ما یک روزنامه خواهد بود. مهم نیست چه روزنامه ای، هر کدام که دم دستتان باشد خوب است. روزنامه را ورق بزنید. اول از عکس هایش شروع کنید. چند عکس مرد و چند عکس زن می بینید و محتوی مربوط به این عکس ها چیست؟ کدام عکس ها از یک صاحب نظر یا یک مقام مهم است و چند نفر از این صاحب نظران و مقام های مختلف در عکس ها زن هستند؟ در مورد عکس تیتر یک چطور؟ حالا به متن تیتر یک روزنامه نگاه کنید. درباره چیست؟ افرادی که با آنها مصاحبه شده یا از آنها نقل قول شده و یا نامشان آورده شده زن هستند یا مرد؟ حالا به متن های دیگر روزنامه نگاه کنید. مطالب را بر اساس تم های اصلی مطرح شده در هر مطلب دسته بندی کنید. مثلا سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، و حوادث. بعد ببینید در کدام مطلب ها زن ها بیشتر به عنوان منبع صاحب نظر و یا موضوع مطلب مطرح شده اند و در کدام مطلب ها مردها بیشتر مطرح شده اند. به شناسنامه روزنامه هم نگاه کنید و (در صورت وجود یک شناسنامه کامل) ببینید مدیر مسئول، سردبیر و دبیر سرویس ها زن هستند یا مرد.

واقعیت این است که مثل تحقیق های مشابه که هم در مورد روزنامه های ایران انجام شده (1) و هم سال هاست در مورد رسانه های سراسر دنیا صورت گرفته (2)، در بیشتر این بخش ها شما عکس مردان بیشتری را خواهید دید، نام مردان بیشتری را به عنوان مقام مهم خواهید دید، نام مردان بیشتری را در پست های مدیریتی رسانه ها خواهید دید و متوجه خواهید شد که مردان بیشتری در مطالب به عنوان صاحب نظر و یا متخصص مورد مشورت و مصاحبه قرار گرفته اند. حالا اگر بخواهید این شبه تحقیق را تبدیل به یک تحقیق قابل استناد بکنید و به تحقیق های مشابه چیزی اضافه کنید، باید مدتی بیش از یک روز را به بررسی محتوی روزنامه های مختلف صرف کنید. نتایج را بر اساس تعداد عکس زنان و مردان، دفعات انتشار عکس ها در صفحه اول و صفحه های مختلف و جنسیت افراد مطرح شده در عکس ها، دفعات استناد به متخصصان مرد یا زن، و محتوی خبرهایی که در آن زن ها و یا مردها به عنوان سوژه خبر و یا منبع مصاحبه شده در خبر مطرح شده اند دسته بندی کنید. احتمالا نتایجی که به دست می آید برای شما که خواننده یک وب سایت فمینیستی هستید خوشایند نخواهد بود، چون متوجه خواهید شد که نه تنها زنان کمتری دبیر سرویس و سردبیر روزنامه ها هستند و عکس زنان کمتر از مردان منتشر شده یا تیتر یک روزنامه ها کمتر به زنان مربوط بوده تا مردها، بلکه زنان کمتری به عنوان صاحب نظر و متخصص در روزنامه ها مطرح هستند؛ و این در حالی است که تقریبا نیمی از جمعیت ایران قاعدتا زن هستند. همچنین محتوی مطالب مربوط به زنان بیشتر در حوزه ادبیات و هنر و حوادث است تا سیاسی و اقتصادی و ورزشی و از این لحاظ تفاوت زیادی دارد با محتوی مطالبی که در آن مردها مطرح شده اند. 

برای مقابله با این تفاوت حضور زنان و مردان در رسانه ها (چه به عنوان روزنامه نگار، چه به عنوان متخصص و مقام مصاحبه شونده، و چه به عنوان سوژه خبری) محققان دو روند را در عالم رسانه مشاهده کرده اند(3). برخی روزنامه نگاران فمینیست اعتقاد دارند باید وارد رسانه های عمومی شد و از درون ساختار مردسالارانه رسانه ها را تغییر داد. البته شاید لازم به ذکر این نکته نباشد که مشکلات فراوان تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی بر سر این راه وجود دارد و با وجود اینکه بسیاری از روزنامه نگاران ما زن هستند، هنوز تبعیض جنسیتی در رسانه های ما وجود دارد. اما در کنار آن، وجود روزنامه نگارانی که حساسیت های جنسیتی دارند موجب شده در همین دورانی که بسته شدن روزنامه ها برای ما دیگر خبر جدیدی به حساب نمی آید و محدودیت ها و خط قرمزهای فراوانی در رسانه های داخل کشور وجود دارد، باز مسائل مربوط به زنان تا حدودی مطرح شود و مثلا اخبار سنگسار، "خودکشی شدن" زهرا بنی یعقوب، بازداشت زنان فعال جنبش زنان، و یا اعتراض ها به بسته شدن مجله زنان در برخی روزنامه های داخلی از قبیل اعتماد و سرمایه و رادیوهایی مثل بی بی سی، زمانه و دویچه وله مطرح شود. 

راه دیگر مقابله با ساختار مردسالارانه رسانه ها ایجاد رسانه های مخصوص به زنان است. رسانه هایی که بیشتر توسط زنان اداره می شود و در نتیجه سردبیرها، دبیرسرویس ها، و یا افرادی که در این رسانه ها قدرت تصمیم گیری دارند بیشتر زن هستند. از طرفی دیگر، این رسانه ها بیشتر به مسائل مربوط به زنان می پردازند، با زنان بیشتری مصاحبه می کنند، عکس زنان بیشتری را منتشر می کنند و در واقع می توانند موجب شوند زنان بیشتری در فضای عمومی دیده شده و مطرح شوند. مشکلی که بر سر راه این رسانه ها وجود دارد - علاوه بر محدودیت های خاص رسانه هایی که مقبول حکومت ایران نیستند، از قبیل بگیرو ببند و فیلترینگ – این است که این رسانه ها مخاطب خاص خواهند داشت و بیشتر افرادی که با محتوی مطالب این رسانه ها همذات پنداری می کنند و یا به این محتوی علاقمند هستند مخاطب این رسانه ها خواهند بود و این رسانه ها شاید نتوانند تاثیری به اندازه رسانه های جریان اصلی در فرهنگ سازی داشته باشند. از طرفی، به علت محدودیت دسترسی به این رسانه های متفاوت که تریبون جریان اصلی رسانه ها را ندارند، اصولا همه مخاطب های همفکر این رسانه ها هم نمی توانند به آنها دسترسی داشته باشند. بخش زیادی از این کمبود محدودیت دسترسی البته به خاطر اینترنتی بودن تقریبا همه این رسانه ها و محدودیت دسترسی به اینترنت برای بخش زیادی از جامعه ایران است.

در چند سال گذشته در ایران روزنامه نگاران و فعالان زن زیادی به این نوع فعالیت رسانه ای روی آورده اند. البته وجود محدودیت های کلی در فضای رسانه ای ایران که گاهی زن و مرد نمی شناسد و فقط تا حدی صدای مخالف و یا حتی متفاوت را تحمل می کند در گسترش این نوع فعالیت بی تاثیر نبوده. بسته شدن فله ای روزنامه ها و همچنین پیشرفت های حوزه فناوری های ارتباطی اطلاعاتی موجب شده که بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی ایرانی از هر جنسیتی به فضای اینترنت بیشتر روی بیاورند. اما به اعتقاد من ساختار مردسالارانه مطبوعات ایران هم در این حضور اینترنتی بی تاثیر نبوده، چرا که روزنامه نگاران زن هرجا که توانسته اند در روزنامه های چاپی و یا رسانه های جریان اصلی تریبونی داشته باشند فعالانه عمل کرده اند، مانند پیگیری اخبار سنگسار، لایحه خانواده، سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها، بسته شدن مجله زنان، و فوت زهرا بنی یعقوب. همچنین تاکید بر فضای "آف  لاین" و تلاش برای دوری ازجنبش زنانی "تحت ویندوز" را چندسال اخیر توانسته ایم در فعالیت های برخی از گروه های زنان ببینیم؛ فعالیت هایی همچون روش "چهره به چهره" در کمپین یک میلیون امضا و برگزاری کارگاه های آموزشی توسط این کمپین، ارسال کارت پستال به مسئولان کشور در اعتراض به لایحه خانواده که توسط گروه میدان زنان سازماندهی شد، بسیج کردن مردم برای تلفن زدن به مقامات در اعتراض به حکم سنگسار جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی، برگزاری تجمع های مختلف، تلاش برای حضور در استادیوم ها، و ...   

با وجود محدودیت هایی که در مورد رسانه های مخصوص به مسائل زنان در بالا ذکر شد (بحث مخاطب های خاص وهمفکر و کمبود دسترسی به این رسانه ها) و با وجود مشکلات فراوانی که بر سرراه این رسانه ها بوده (فیلترینگ، مسدود کردن سایت زنستان، بسته شدن مجله زنان، کمبود امکانات مالی و فنی و خط قرمزها)، رسانه های زنان در سال گذشته فعالیت های زیادی داشته اند. برای اینکه ببینیم این فعالیت ها چه نقشی در مطرح کردن زنان و مقابله با تبعیض جنسیتی در رسانه ها داشته اند و همچنین چه نقشی در پیشبرد اهداف جنبش زنان داشته اند، نگاهی خواهیم داشت به فعالیت های برخی از این رسانه ها در سال گذشته. لازم به ذکر است که این بررسی فقط به چند سایت اینترنتی می پردازد که من با آنها بیشتر آشنایی داشته ام و موفق به مصاحبه با نویسندگانشان شدم و مسلما رسانه های موثر دیگری هم هستند که شایسته بررسی هستند.

نگاهی به چند سایت اینترنتی فعال در جنبش زنان ایران


تغییر برای برابری

سایت تغییر برای برابری یکی از فعال ترین سایت های زنان در سال گذشته بوده است. این سایت که تریبون رسمی کمپین یک میلیون امضا است در سال گذشته تنها در بخش کوچه به کوچه خود 150 مطلب کار کرده است. این بخش که به گفته سمیه فرید، یکی از اعضای کمیته رسانه کمپین یک میلیون امضا، بیشترین تعداد خواننده را در کنار بخش انگلیسی و سایت نوشته های سایت دارد، تجربه های اعضای کمپین در تعامل چهره به چهره با مردم برای توضیح قوانین تبعیض آمیز و جمع آوری امضا را بازتاب می دهد.

این سایت که تا لحظه نوشتن این گزارش تا به حال ده بار فیلتر شده است، علاوه بر گزارش فعالیتهای درون کمپین مثل نشست ها و گزارش کمیته ها، مطالب تحلیلی و تئوریک فراوانی درباره جنبش زنان ایران و خصوصا کمپین یک میلیون امضا منتشر می کند. همچنین این سایت به صورت موضوعی درباره بعضی مواد بیانیه کمپین مطالبی را انتشار می دهد. به عنوان مثال در سال گذشته در این سایت مطالب زیادی در باره چند همسری، که لغو آن یکی از خواسته های کمپین است، منتشر شده است. بخشی از فعالیت های این سایت هم البته درباره پوشش اخبار و پیگیری دستگیری های متعدد اعضای این کمپین هست.

به نظر نفیسه آزاد یکی دیگر از اعضای کمیته رسانه کمپین یک میلیون امضا، رویکرد حقوقی سایت تغییر برای برابری به مسائل زنان، در عمومی کردن بحث های حقوقی زنان تاثیر زیادی داشته. به گفته آزاد، تحلیل موقعیت زنان در جامعه از بعد حقوقی به شکلی تخصصی و پیگیر توسط این سایت می تواند در بالا بردن سطح آگاهی افراد  بسیار موثر باشد. یکی از بخش های مهم این سایت به نظر نفیسه آزاد بخش کوچه به کوچه است که فضای عمومی را از دید کنشگران جنبش زنان بازگو می کند. "این مهم ترین بخش در مستند سازی یک حرکت محسوب می شود و به نظر من سایت تغییر در این زمینه یک نوآوری خوب داشته و دید درستی را به مخاطبان خود داده است."

به نظر سمیه فرید سایت تغییر برای برابری نقش به سزایی در عمومی کردن خواسته های کمپین یک میلیون امضا و خارج کردن جنبش زنان از جمع های کوچک محفلی داشته است. همچنین فرید اعتقاد دارد که بیشتر افرادی که در کمپین فعال می شوند از طریق سایت به آن پیوسته اند. فرید می گوید: "واقعیت جالب این است که ممکن است در برخورد چهره به چهره امضای بیشتری جمع شود، اما سایت فرصت مناسبی برای دیدن همه وجوه یک حرکت و پیوستن به آن است. همچنین  داشتن رسانه به یک حرکت هویت می دهد. مخصوصا در این شرایط بسته، اعضای کمپین بیشتر اوقات، خود را به دیگران با سایت معرفی می کند."

تاثیر دیگر سایت به گفته فرید روی اعضای کمپین است. فرید می گوید: "یکی از اهداف کمپین از ابتدا توانمند کردن افراد بود و یکی از توانمندی های هر انسانی توانایی نوشتن از خود و افکارش است. سایت این فرصت را در اختیار افراد قرار داد و همه افراد با همه توانایی ها را تشویق به نوشتن کرد. حتی برای تعداد زیادی از داوطلبان، کارگاه های نوشتن برگزار کرد.  این کار با توجه به اینکه زنان به صورت تاریخی، شفاهی هستند و کمتر می نویسند (شاید به دلیل کمی اعتماد به نفس)، بسیار موثر بود و تعداد زیادی از زنان اولین تجربه نوشتن را در سایت تغییر و در بخش کوچه به کوچه  داشتند."  به نظر نفیسه آزاد هم  معرفی چهره های جدید به جنبش زنان که با نوشته های خود در این باره شناخته می شوند یکی از دستاوردهای مهم این سایت بوده است.
 
میدان زنان

سایت میدان از دو سال پیش کار خودش را شروع کرده و دلیل اصلی ایجاد آن به گفته شادی صدر ضرورت داشتن تریبونی برای بازتاب فعالیتهای مختلف بخشی از جنبش زنان (که اعضای گروه میدان در آن قرار داشته اند) بوده است.

درست یک سال پیش این سایت کمپین کوتاه مدت رهایی یاران جنبش زنان را را انداخت تا بازداشت سی و سه نفر از فعالان جنبش زنان که شش نفر آنها از همکاران سایت میدان بودند را پوشش دهد. این کمپین که توسط سهیلا وحدتی از همکاران آن زمان سایت که در خارج از کشور زندگی می کند راه اندازی شد (و من هم عضوی از آن بودم) به شکل شبانه روزی به فارسی و انگلیسی اخبار بازداشت ها را پوشش داد، با خانواده های یاران دربند جنبش زنان و با زنان بازداشت شده پس از آزادی مصاحبه هایی کرد و سه بیانیه مطبوعاتی را به شکل وسیعی در میان رسانه ها و سازمان های حقوق بشری منتشر کرد. فعالیت های خبری این کمپین به همراه پوشش خبری مستمر سایت زنستان منجر به واکنش گسترده جامعه جهانی به این بازداشت ها شد. از آنجایی که بیشتر اعضای این دو سایت در آن زمان در زندان بودند، این پوشش خبری گسترده حتی موجب تعجب بازجویان فعالان زن در بند شده بود.(4)

در سال گذشته این سایت بیشترین فعالیت را در بخش های "کمپین قانون بی سنگسار"، "نه به لایحه حمایت از مردان در خانواده"،  "تحصیل سهم من نیست حق من است" و "نه به طرح امنیت اجتماعی" داشته است. در پی خبر سنگسار قریب الوقوع سنگسار جعفر کیانی و مکرمه ابراهیمی در تاکستان قزوین، این سایت کمپینی اورژانسی را به راه انداخت و از مردم سراسر دنیال خواست در اعتراض به این حکم به مقامات ایرانی تلفن بزنند که در نتیجه این فعالیت ها سنگسار این دو نفر متوقف شد (که البته با کمال تاسف جعفر کیانی دو هفته بعد از آن سنگسار شد.) به دنبال سنگسار جعفر کیانی این وب سایت به انتشار مطالب زیادی در باره این سنگسار پرداخت.

همچنین این سایت با جمع آوری و لینک دادن مرتب به اخبار مربوط به زنان تبدیل به پورنالی درباره زنان شده است. به گفته نیما نامداری یکی از اعضای سایت میدان این پورتال کارکرد مستندسازی دارد چرا که همکاران میدان تلاش کرده اند در بخش "دیده بان" و "از دیگران" سایت لینک تمام مطالب مربوط به زنان ایرانی را جمع بکنند تا اگر روزی کسی خواست در باره موضعی تحقیق کند بتواند از آرشیو میدان استفاده کند.

به نظر شادی صدر تعریف اولیه اعضای میدان از سایت میدان، یعنی مکانی برای بازتاب  فعالیت های اعضا در دنیای واقعی در قالب کمپین ها و ابتکارات مختلف، رفته رفته تغییر کرده است. ابتدا گروه میدان سعی کردند نسبت به مسائل دیگری مربوط به زنان که در قالب کمپین ها گنجانده نشده بود هم واکنش نشان دهند و به این ترتیب قرار شد هر دو ماه یک بار موضوع ویژه ای انتخاب کنند و به آن بپردازند، اما کم کم حول این موضوعات ویژه گروههای متنوعی شکل گرفتند و فعالیتهای به گفته صدر "واقعی" (غیر از نوشتن مطلب و فعالیت در دنیای مجازی) انجام شد. مجموع این روند "میدان زنان" را از قالب سایتی که بازتاب دهنده فعالیتهای کمپین هایی با افرادی غیر مرتبط با هم بود، تبدیل به یک گروه اکتیویستی فمینیستی کرد که شبکه ای از آدمهای مرتبط با هم در آن حول موضوعات مختلف فعالیت می کنند.

به گفته صدر مهمترین تاثیر بیرونی کاری میدان در کنار تاثیرهایی که کمپین سنگسار داشته، فعالیت های این گروه در مورد تهیه، فروختن و ارسال کارت پستالهای "نه به لایحه حمایت خانواده" بوده است. صدر اعتقاد دارد که توسط این ابتکار گروه میدان توانست روی قشر وسیعی از مردم که لزوما درگیر مسائل جنبش زنان نبودند تاثیر بگذارند و آنها را نه تنها به مساله لایحه حساس کنند بلکه آنها را تشویق کنند که با امضا کردن و ارسال کارتها برای نمایندگان مجلس وارد مرحله کنش جمعی شوند و همچنین روی نمایندگان تاثیر بگذارند. به گفته صدر مصاحبه ها با این نمایندگان نشان می دهد تا چه حد کارتها اثر متفاوتی با بقیه کارهایی که تا به حال دیده بودند یا به آنها  منتقل شده بود داشته و عاملی بوده در کنار بقیه عوامل برای متوقف شدن روند تصویب لایحه  حمایت خانواده.

کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت 

این سایت در سال گذشته پیگیر اخباری در رابطه با خوابگاه های دختران و کنترل رفت و آمد دختران در خوابگاه ها، تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و سهمیه بندی جنسیتی در آزمون ورودی دانشگاه ها بوده است. این سایت که از حدود یک سال پیش شروع به کار کرده است به گفته نسرین افضلی، یکی از اعضای تحریریه سایت برای پیگیری اخبار مخصوص دختران دانشجو به وجود آمد. افضلی می گوید: "می خواستیم جای مخصوصی برای این "نیمه خاموش " داشته باشیم که فقط حرف خودش را بزند که حرف های شان میان هزاران مشکل دیگر گم نشود،  مثلا میان اخبار حضانت و طلاق و .. و دیگر مشکلات زنان."

به گفته افضلی قشر دانشجو خیلی مهم و تاثیر گذار هستند و همچنین تاثیرپذیری خوبی دارند، و سایت نیمه خاموش تلاش کرده تا مخاطب خودش را از میان این قشر پیدا کند. افضلی می گوید: "گفتیم وقتی یک سایتی فقط خبر دختران دانشجو را پوشش بدهد، بعد از یک مدتی که همه این اخبار عمدتا ناگوار یک جا جمع بشود شاید بتوانیم به آنهایی که میگویند دختران دانشجو مشکلات خاصی ندارند و مشکل شان یا همان مشکلات زنانه و یا مشکلات دانشجویان است ثابت کنیم که نه، اینها هم مشکلات زنان را دارند و هم مشکلات  مردان دانشجو و هم مشکلات خاص خودشان را، به خاطر اینکه "دختر دانشجو" هستند." او به مشکلاتی از قبیل خوابگاه های دختران و مسائلی مانند کنترل رفت و آمد دختران در این خوابگاه ها، تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و سهمیه بندی جنسیتی در آزمون ورودی دانشجویان به عنوان مشکلات خاص دختران دانشجو اشاره می کند که در این سایت مطرح شده اند.

در سال گذشته این سایت با دختران خوابگاهی مصاحبه کرده است و از مشکلاتشان نوشته است. این سایت کمپین ضد سهمیه بندی جنسیتی راه انداخته است و لوگوی طراحی کرده است با این شعار که: "تحصیل سهم من نیست! حق من است!" که این لوگو را برخی وبلاگ های طرفدار حقوق زنان هم می توان دید.

گروه فعال در این سایت در سال گذشته کارگاه های آموزشی در مورد شروط ضمن عقد برگزار کرده است. در مطالب خود در مورد آرای کمیته های انضباطی بر علیه دختران دانشجو نوشته است. همچنین این سایت خبری را درباره کشته شدن دختری در یکی از دانشگاه های کشور منتشر کرد که خبر آن در روزنامه ها هم انعکاس پیدا کرد. به گفته افضلی انتشار این خبر باعث شد دانشجویان زیادی در دانشگاه های مختلف به سایت های کامپیوتری دانشگاه هایشان بروند و خبر را بخوانند که موجب شد مسئولین برخی دانشگاه ها سایت های کامپیوتری را تعطیل کنند.
 
از برخی از شهرستانها با وب سایت نیمه خاموش در مورد خبرهای دانشجویی تماس می گیرند. خبر درگذشت زهرا بنی یعقوب، دانشجوی پزشکی، که در ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان درگذشت، به گفته افضلی نخستین بار توسط این سایت منتشر شد. افضلی می گوید که بعد از انتشار خبر در سایت آنها رسانه های خارجی این خبر را منعکس کردند و بعد از آن بود که رسانه های ایرانی "جرات کردند" روی این خبر کار کنند.

مدرسه فمینیستی

مدرسه فمینیستی یکی از تازه ترین سایت های زنان ایرانی است که کارش را حدود دو ماه پیش شروع کرده است. در بخش درباره این سایت می خوانیم که "نیاز ما به داشتن ”فضا“ وادارمان ساخته است که مدرسه فمینیستی را بنیاد نهیم. چراکه نام و عنوان هر بخش از آن را با ”مکانی“ که در جامعه ”نداریم“ آراسته ایم و این، نشان از آن دارد که ما زنان تا چه اندازه احتیاج به فضا داریم، فضاهایی که به ناحق از ما ستانده شده است یعنی چقدر نیاز به کافه ای، کلوپی، یا مدرسه ای داشته ایم تا بتوانیم در آن ”دو کلمه حرف حساب“ بزنیم."

به گفته نوشین احمدی خراسانی، یکی از اعضای تحریریه این سایت، با بسته شدن سایت زنستان و فیلتر شدن برخی سایت های دیگر زنان، به نظر می آمد که "با وجود آن که جنبش زنان طی یک سال گسترش یافته است اما تعداد بلندگوهایش کمتر شده است." به گفته احمدی خراسانی، با توجه به گسترش کمپین یک میلیون امضاء و در واقع ارتقاء آن از یک کمپین به یک جنبش اجتماعی وسیع تر، به نظر می آمد نیاز به بلندگوهای هرچه متعددتر و متنوع تر برای این جنبش اجتماعی ضروری می شود. در بخش "درباره ما" سایت مدرسه فمینستی هم می خوانیم که این سایت "در راه مطالبات برابری خواهانه این جنبش به جمع آوری امضاء و عمومی کردن هر چه گسترده تر خواسته های این جنبش" قدم خواهد گذاشت.

یکی از ویژگی های سایت مدرسه فمینیستی بخش "چالش ماه" آن است. هر ماه یک موضوع خاص مربوط به جنبش زنان در این بخش مطرح می شود و سوال های چالش برانگیز متعددی در ارتباط با این موضوع پرسیده می شود و از مخاطبان و اعضای جنبش دعوت می شود تا به این پرسش ها پاسخ بدهند تا یک فضای نقد و گفتگو حول مسائل محوری در جنبش زنان به وجود بیاید. این بخش تا کنون موضوعاتی از قبیل رابطه بین “مادران صلح” و “کمپین یک میلیون امضاء” و بازنگری در مشکلات و موانع و نیز پتانسیل های موجود در جنبش زنان ایران را برای همفکری و نقد و بررسی مطرح کرده است. یکی از کارهای نوی  این سایت که شاید جایش در سایت های فمینیستی ایرانی تا به حال خالی بوده بخش مبصر کلاس است که هربار در قالب یک کاریکاتور یکی از موضوعات روز مربوط به جنبش زنان را به نقد می کشد.

شبکه همبستگی با زنان ایران

سایت شبکه همبستگی با زنان ایرانی کار خودش را در تاریخ بیست و پنجم آذر امسال، یعنی روز بینالمللی اعتراض علیه خشونت بر زنان، توسط گروهی از فعالان حقوق زن ایرانی مقیم خارج از کشور شروع کرده است. این سایت که تلاش می کند تا تریبونی باشد برای فمیینیسم لائیک و سکولار، در چند ماه گذشته مقالاتی دربرگیرنده نقطه نظرات متفاوتی حول و حوش مسائل محوری جنبش زنان را منتشر کرده و منعکس کننده اخبار بازداشت فعالان حقوق زن در ایران بوده است. همچنین به گفته منیره کاظمی، یکی از اعضای تحریریه سایت شبکه، این سایت با تهیه بروشور اطلاعاتی به چند زبان تلاش کرده توجه افکار عمومی  را به "قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی" جلب کند.

به گفته منیره کاظمی، این سایت تلاش می کند در امر همبستگی و همچنین اطلاع رسانی شبکه ای نقشی محوری ایفا کند، و همچنین بتواند تریبونی دیگر برای رسا کردن صدای فعالین داخل ایران اضافه کند و به این فعالین نشان دهد که تنها نیستند. "در سردادن سرود چند صدایی برابرخواهی و رهایی جنبش زنان ایرانی" هم یکی دیگر از هدف های اعضای این شبکه بوده است. به گفته کاظمی "مفید است که نت و نوای صدای ما هم نواخته شود و به گوش  دیگران بخورد." او می گوید که این وب سایت توانسته وسیله ای برای اطلاع رسانی و همبستگی میان خود اعضای شبکه هم باشد.


سایت مجمع زنان اصلاح طلب

شاید برای برخی مخاطبین این سایت تعجب آور باشد که چرا با وجود بی اعتمادی بسیاری از فعالان زن به ساختار مردسالارانه قدرت در ایران، رسانه گروهی از زنان که فعالیت سیاسی می کنند و به دنبال جایگاهی در بدنه قدرت هستند را در کنار دیگر رسانه های جنبش زنان مورد بررسی قرار داده ام. شاید اگر شما نظر فخرالسادات محتشمی پور سردبیر این سایت را بخوانید با من هم عقیده شوید که حرکت زنان اصلاح طلب را هم، فارغ از روش های عملی و گرایش های فکری اش، باید جزئی از فعالیت های جنبش زنان به شمار آورد.

به اعتقاد محتشمی پور حرکتی که مجمع زنان اصلاح طلب از حدود دو سال پیش شروع کرده "دقیقا بخشی از جنبش زنان است" چرا که "این حرکت از یک طرف برای پیشبرد کار و تسهیل نمودن حرکت های بعدی زنان ضروری است و از طرف دیگر ناخوشایند طرف داران فرهنگ مردسالار است." محتشمی پور می گوید: "قدرتمداران به هیچ وجه تمایل ندارند خیز زنان رابه سمت قدرت ببینند و به هروسیله ممکن مانع از این حرکت پیش رونده می شوند چون آن را مضر به حال خود و برنامه هایشان می دانند، و از طرف دیگر زنان اصلاح طلب به نیکی دریافته اند که در این نظام مردسالار متمایل به استبداد تا پای در قدرت نداشته باشند، به نتیجه مورد نظر که اصلاح شرایط  موجود و ایجاد وضعیت بهتر برای زنان است نخواهند رسید و هم از این رو نوک پیکان را به سمت جایگاه های سیاسی ومدیریتی نشانه رفته اند."

شروع فعالیت این سایت به حدود شش ماه پیش بر می گردد. به گفته محتشمی پور فعالیت های رسمی مجمع زنان اصلاح طلب با سلسه برنامه های دیدارها و ملاقاتها و لابی با شخصیتهای سیاسی و افراد ذی نفوذ آغاز شد. او می گوید ضرورت اطلاع رسانی عمومی در این زمینه به منظور زمینه سازی فرهنگی برای اقدامات بعدی، از جمله تاکید بر اختصاص سهمیه جنسیتی در لیست های انتخاباتی، و نیز ایجاد امکان دسترسی مجامع استانی به اخبار و اطلاعات مرکز موجب شد که ایجاد سایت مجمع در دستور کار کمیته فرهنگی قرارگیرد. به گفته محتشمی پور این سایت به عنوان ابزاری برای رساندن پیام مجمع زنان اصلاح طلب به جامعه و افکار عمومی نقش موثری دارد.

در شش ماه گذشته این سایت فعالیت های مختلف مجمع را منعکس کرده است؛ فعالیت هایی از قبیل زمینه سازی برای طرح مکانیسم سهمیه بندی جنسیتی در لیست های انتخاباتی، شناسایی زنان توانمند واجد شرایط نمایندگی در تهران و استان ها و معرفی آنان به ستادهای ائتلاف اصلاح طلبان و نیز احزاب سیاسی، برگزاری نشستهای تخصصی با گروههای مختلف زنان و طرح اقدامات مورد نظر در زمان انتخابات برای دست یابی به هدف تعیین شده، تهیه و تدوین برنامه زنان  اصلاح طلب برای مجلس هشتم، طراحی دوره توانمندسازی سیاسی – انتخاباتی زنان و اجرای آن در دو مرحله برای کاندیداهای تهرانی و شهرستانی و برنامه ریزی برای کمک و همراهی با کاندیداهای مورد نظر در جریان تبلیغات انتخاباتی.

شیرزنان

سایت شیرزنان اولین نشریه ورزشی زنان ایرانی است. سولماز شریف سردبیر این سایت سال 1379 درخواستی برای تاسیس هفته نامه شیرزنان به وزارت ارشاد می دهد که پس از 4 سال انتظار این درخواست رد می شود. به گفته شریف وزارت ارشاد دلیلی برای ندادن موجز به او ارائه نمی کند، اما گمانه زنی های او این بوده که دلیل رد درخواست او موضوعیت ورزش زنان بوده است. شریف که به واسطه کارش به عنوان خبرنگار ورزش زنان فضای محدود ورزش زنان در مطبوعات را لمس و احساس کرده است، به این نتیجه می رسد که تنها راه تغییر این فضای محدود ایجاد نشریه مختص ورزش زنان است. پس از گذشت چند سال و با مهاجرت سولماز شریف به خارج از کشور، وی توانست این نشریه را در خرداد 1386 در فضای مجازی راه اندازی کند.

به گفته شریف در این 45 هفته ای که از آغاز به کار این سایت می گذرد، بیشتر انرژی اعضای سایت صرف هماهنگی شده است: "هماهنگی من با بچه ها و فضا به دلیل راه دور، هماهنگی با فدراسیونها برای همکاری با نشریه و ... منظور این است که هنوز به آن چیزی که در ذهن دارم نرسیده ایم، اما علی رغم این مشکلات، دستاوردهایی بوده که راضی کننده باشد."  او یکی از این دستاوردها را افزایش مطالب مربوط به ورزش زنان در ویکیپیدیای فارسی می داند: "ویکیپدیا که دانشنامه فارسی و منبع بسیاری از تحقیقات هست، هیچ اثری از ورزش زنان نداشت. پس از معرفی سایت شیرزنان و باز کردن صفحه ای برای آن در ویکیپیدیا، مباحثی چون ورزش زنان و  ورزشکاران زن به این دانشنامه مطرح و اضافه شد که می توان گفت منبع مناسبی برای ورزش زنان در ایران به وجود آورده است البته با نواقص بسیار."

شریف می گوید که اولین گزارشهای تصویری از رشته هایی مثل والیبال، دو با مانع و پرتاب وزنه زنان برای اولین بار در شیرزنان منعکس شده است که نه تنها موجب آشنایی بیشتر مردم با این رشته ها و فعالیت زنان دراین رشته ها شده، که به تغذیه عکس و خبر سایر نشریات علاقمند به موضوع ورزش زنان نیز پرداخته است. او همچنین می گوید که  شنیده شده تصمیم اخیر فدراسیون شنا مبنی بر استفاده از مایو شنای اسلامی، پس از اطلاع رسانی های شیرزنان در این خصوص بوده است.

به گفته شریف مهمترین دستاورد راه اندازی شیرزنان راهیابی مقوله ورزش زنان به جامعه خبری است: "امروز دیگر جستجوی کلمات مربوط به ورزش زنان و یا ورزشکاران زن در موتورهای جستجوگر با هیچ روبرو نیست."

بازنگری نقش سایت های زنان در جنبش زنان ایران

همانگونه که در بررسی کوتاه برخی سایت های زنان در این گزارش می بینیم، در سال های گذشته، چه بر اثر اجبار و چه به دلیل امکاناتی که اینترنت فراهم آورده، سایت های زنان فعالیت های زیادی داشته اند. شاید بعد از گذشت پنج سال از فعالیت اولین سایت زنان ایران که در داخل ایران منتشرمی شد (زنان ایران)، موقع آن باشد که این فعالیت های اینترنتی را باز نگری کنیم و ببینیم این فعالیت ها چه تاثیر کلی ای در جنبش زنان ایران داشته است. آیا این فعالیت ها به نخبه گرایی جنبش زنان کمک کرده و باعث شده تنها قشر خاصی که به اینترنت دسترسی دارند با مطالبات جنبش زنان آشنا شده و با این جنبش همراه شوند؟ آیا این جنبش به دلیل مخاطب های زیادی که در اینترنت دارد و رابطه تعاملی که با خوانندگان سایت های زنان برقرار می کند دچار توهم گستردگی و فراگیری شده؟ آیا این فضا توانسته پلی باشد بین فعالان زن داخل و خارج ایران؟ آیا این فضای اینترنتی کمک کرده تا صدای جنبش زنان ایران بیشتر شنیده شود؟ آیا این فضا و تریبون عمومی به پیشبرد اهداف جنبش زنان کم کرده است؟

برای پاسخ به این سوال ها و بسیاری سوال های دیگر، با برخی از اعضای جنبش زنان که خود در سایت های زنان فعال هستند گفتگو کردم. از آنجایی که به اعتقاد من نتیجه گیری کلی در مورد نقش و تاثیر فعالیت های سایت های زنان را باید به عهده خرد جمعی فعالان خود این جنبش گذاشت، صحبت های این افراد را بدون ویرایش اینجا می آورم.

فخرالسادات محتشمی پور: جلب توجه مردان به مسائل زنان از طریق اینترنت

"در شرایط موجود نقش رسانه و بویژه اینترنت، با توجه به فراگیر شدن امکان دسترسی به آن و خصوصا امکانی که وب فارسی برای بهره مندی عمومی تر از آن فراهم آورده است، انکار ناپذیر است. براساس نظرسنجی های انجام شده نیز به تدریج سهم اینترنت در آگاهی بخشی واطلاع رسانی به شهروندان در سراسر کشور وحتی مناطق روستایی در حال افزایش است. در این میان، با توجه به علاقه و توجهی که زنان به وبلاگ نویسی و وبگردی و به طور کلی ورود و حضور در وبلاگستان نشان می دهند، می توان این پدیده مدرن را عاملی موثر در گسترش جنبش زنان در ایران دانست.  ضمن این که اینترنت توانسته است در جلب توجه مردان نیز به مسائل زنان و فعالیت های آنان در چند ساله اخیر کمک شایان نماید و حتی تعدادی از ایشان را که در عالم واقع چندان ارتباطی با جنبش زنان نداشته اند، با فعالان این جنبش همراه کند."

شادی صدر: محدودیت مخاطب اینترنتی

"اینترنت به دلیل سانسور شدید سایر رسانه های چاپی (از روزنامه و مجله گرفته تا حتی کتاب) و دولتی بودن کامل سایر رسانه ها، تنها امکان جنبش زنان برای حرف زدن مستمر با مخاطبان عام است. اما این یگانه بودن آن باعث نمی شود از یاد ببریم مخاطبان اینترنت در ایران عمدتا طبقه متوسط شهری هستند و ما امکان دسترسی به سایر مخاطبان را تا حدود زیادی نداریم. اما حل این مساله چندان به دست ما نیست. نقطه منفی دیگر داستان این است که گاهی درست به همین دلیل خاصیت اینترنتی بودن روابط و انتقال اخبار و داده ها، جنبش زنان تمرکز زیادی روی فعالیت در دنیای مجازی پیدا می کند در حالی که عموما این فعالیت زیاد در دنیای مجازی چندان بروز و ظهوری در دنیای واقعی ندارد. نکته منفی بعد این است که به دلیل خاصیت اینترنت، کمتر مطلب جدی در اینترنت تولید می شود و یا اگر تولید شود، کمتر خوانده می شود. این قضیه که البته از اقتضائات رسانه های اینترنتی است، در غیاب رسانه های مکمل، فقر تئوریک جنبش زنان را دامن می زند. اما به هر حال، اینترنت، به گروههای مختلف زنان صدای مستقل خودشان را داده و باعث شده این صدا شنیده شود. در همین روند اینتراکتیو، هویت جمعی ما هم تقویت و رویت پذیر می شود."

نوشین احمدی خراسانی: عمومی کردن مسائل زنان، شبکه ارتباطی بین گروه های مختلف

"هرچقدر تعداد بلندگوهای زنان و تنوع بحث هایی که از سوی هر بلندگو مطرح می شود بیشتر باشد می تواند مخاطب های جدیدتری را جذب کند. بنابراین حول و حوش هر سایت زنان یکسری مخاطب جذب می شوند، (که ممکن است بخشی از این مخاطبان با دیگر سایت های زنان مشترک باشد و بخشی از آن به دلیل نوع دیدگاه و موضوعاتی که به آن در هر سایت پرداخته می شود متفاوت باشد)، که با توجه به گستردگی جامعه ایران و تنوع هایی که وجود دارد، هر سایتی هر چند حول محور زنان باشد، اما می تواند در جذب مخاطبان جدید کمک کند و از این راه به عمومی تر کردن مسئله زنان یاری رساند. همچنین از این طریق می تواند افراد خارج از جنبش زنان را به جنبش زنان پیوند بدهد و حتا باعث جذب فعالان جدید در عرصه جنبش زنان شود.
 
اما سایت های زنان نقش دیگری هم دارند، یعنی شکل دهی به یک شبکه ارتباطی بین گروه های مختلف زنان. این نقش رسانه های زنان نیز بسیار مهم است. یعنی هر سایتی بلندگوی بخشی از نیروهای فعال در جنبش زنان است و از این رو می تواند منبع ایجاد شبکه ارتباطی با دیگر گروه های زنان باشد. وقتی گروهی از زنان در عرصه مطبوعات بلندگویی دارند ارتباط  با آنان راحت تر امکان پذیر است و کار مشترک با دیگر گروه های زنان نیز امکان پذیر می شود و اطلاع رسانی از نوع فعالیت و دیدگاه های موجود در جنبش زنان بدون این که لزوما ارتباط تشکیلاتی وجود داشته باشد اتفاق می افتد.

اما  تاثیرگذاری سایت ها روی اعضای خود نیز بسیار زیاد است زیرا وجود هر سایت یا نشریه ای نویسندگان جدیدی تولید می کند یا باعث افزایش تولید نویسندگان قبلی می شود. نویسندگان سایت ها از طریق نوشتن دغدغه های خود در سایت رشد می کنند. آنان با طرح دیدگاه های خود در عرصه عمومی در واقع دیدگاه های خود را به نقد و داوری می گذارند و از این طریق  دیدگاه هایشان تصحیح می شود، تغییر می کنند و می آموزند و تجربه کسب می کنند.

برجسته کردن مطالبات و خواسته های زنان و گسترش «مسئله زنان» موضوعی است که کل جامعه باید به آن بپردازد.  به نظرم تاکنون تا حدودی رسانه های زنان توانسته اند این نقش را بازی کنند و مسائل زنان را گسترش دهند."

سمیه فرید: خارج کردن جنبش زنان از فضای ایزوله و ایجاد ارتباط با توده مردم

"قبل از وجود اینترنت، واقعا یا از طریق تبلیغات، عامه مردم بحث های جنبش زنان را مختص یک طبقه خاص می دانستند ( البته من اینجوری فکر می کنم) و نه فعالان زن توانایی شناساندن خود را داشتند و نه مردم راهی برای یافتن اطلاعات بیشتر(حتی شاید تلاشی هم نمی کردند). من فکر می کنم سایت ها و کلا رسانه هایی که زنان ایجاد کردند خواسته های زنان را به مردم و مسئولان تحمیل کرد و از آن فضای ایزوله خارج کرد. ایجاد ارتباط با توده رمز موفقیت هر جنبش اجتماعی است و این از طریق سایت ها ممکن شد. بدون رسانه ما بین مردم نبودیم. حتی بین افراد طبقه متوسط، اما حالا با وجود رسانه ها حتی می توانیم در شهرستان ها هم باشیم. مثلا تعداد بسیار زیادی از داوطلبان شهرستان ها از طریق سایت کمپین یک میلیون امضا به این کمپین پیوسته اند. ولی ایرادی که هنوز وجود دارد عدم دسترسی تعداد زیادی از مردم به اینترنت است. در واقع هنوز در ایران استفاده از اینترنت به یک کار روتین تبدیل نشده و هنوز رسانه های کاغدی و تلویزیون حرف اول را می زنند."

جلوه جواهری: مدیریت کارا و شبکه ای می توانند می تواند محدودیت دسترسی به اینترنت را جبران کند

"اکنون هویت جمعی، کمتر مبتنی بر تعاملات مستقیم و چهره به چهره ای است که در جامعه محلی و فضاهای روزمره توسعه می یابند. در واقع نزدیکی مکانی است که عامل مهم تسریع ایجاد هویت جمعی و حس اعتماد در شهرهای کوچک بوده و به این ترتیب تفاوت کار آنها را با شهرهای بزرگ مشخص می کند. اما در سال های اخیر ارتباطات و اطلاعات جدید در کل و  اینترنت به طور خاص توانسته دوری مکانی را تا حدی برطرف کند.

در ایران به دلیل نبود جامعه مدنی پویا و همچنین احزاب و همچنین سانسور اطلاعات، اینترنت به خوبی توانسته جای خود را به خصوص در میان فعالان جنبش ها از جمله زنان باز کند. شبکه های اطلاع رسانی به صورت آن لاین می توانند با کمترین هزینه اطلاعات خود را در زمانی کوتاه در سطح گسترده  منتشر کنند بدون آنکه لازم باشد تا برای هر مطلب و خبری پاسخگو باشند. هر چند بحث جرائم اینترنتی به تازگی مطرح شده و برخی نیز در سال های گذشته بازداشت شدند، اما مشکلات نشر اینترنتی قابل قیاس با نشریات چاپی نیست، خصوصا که تیراژ بالای نشریات چاپی با محدودیت هزینه بالا و همچنین داشتن مجوز همراه است.
به همین دلیل جنبش زنان در سال های اخیر با استفاده از اینترنت توانسته تا بخشی از خواسته های خود را عمومی کند. هر چند کاربران اینترنتی اغلب از طبقه متوسط هستند، اما با این وجود می توان گفت خواننده مطالب بسیار متنوع تر از پیش است. ضمن آنکه امکان تبلیغ بسیار آسان تر است.

نمونه های بارز توجه ویژه فعالان جنبش زنان به اینترنت را می توان در حرکت های چند سال اخیر مشاهده کرد. برای تجمع 22 خرداد 85 در عرض 2 هفته 2000 امضا برای حمع شد و همه آن به واسطه اس ام اس و ایمیل و سایت های ارتباطی بود. در آنجا توانستیم با استفاده به موقع از امکانی که داشتیم، افراد را از اعتراضی که داشتیم مطلع سازیم. در کمپین یک میلیون امضا نیز، بسیاری از داوطلبان از راه اینترنت جذب شدند و می شوند. همچنین در بسیاری از حرکت های اخیر مانند کمپین سنگسار و یا استادیوم، اینترنت یکی از اصلی ترین حوزه های عمل اجتماعی آنان بوده است.

در حرکت های اخیر، اینترنت نه تنها مکانی برای پخش اطلاعات بوده بلکه برای تبادل اطلاعات در مکانی امن تر نیز بوده، به خصوص زمانی که استفاده از تلفن به دلیل کنترل تلفنی، ناممکن می شود و در کل اینترنت در فضای بسته کنونی ایران، یکی از کارآمد ترین ابزار برای گسترش، تبادل و اطلاعات، و رشد شبکه های جمعی شده است.

اما مشکل اساسی که گاهی آن را فراموش می کنیم این است که زنانی که به آنها دسترسی نداریم اتفاقا اغلب امکان دسترسی به اینترنت را ندارند، و حتی اگر داشته باشند توانایی استفاده از آن را ندارند. به خصوص که زبان انگلیسی نقش مهمی در استفاده از اینترنت ایفا می کند و همچنین ترس از تکنولوژی در میان زنان به خصوص زنان خانه دار، شایع است.

در چنین شرایطی فعالان جنبش زنان با مدیریت کارا و شبکه ای می توانند به این ضعف فائق آیند و نمونه آن را می توان در کمپین یک میلیون امضا البته به صورت کمرنگ مشاهده کرد؛ به این ترتیب که افراد در هر بار رفتن به سوی مردم و جذب نیروهای جدید، برای ارتباط با کسانی که تنها با تلفن ارتباط دارند از کاربران اینترنتی کمک میگیرند، و حتی اطلاعات را به این گونه منتشر می کنند و هم گام سعی در توانمندسازی آنان نیز دارند.  البته این تنها یک شروع است و نمی تواند ضعفی را که به آن اشاره کردیم برطرف سازد." 

ساناز الله بداشتی: انتشار خبرها در اینترنت زهر آنها را می گیرد و انتشار آنها در رسانه های چاپی را هموار می کند


"یکی از تاثیرهای خبررسانی ها در سایت های اینترنتی هموار شدن جریان خبری محدود رسانه ها در ایران است. برخی از خبرها اجازه انتشار در روزنامه ها را ندارند، اما انتشار آنها در سایت ها همانند "یک کاتالیزور" شرایطی را برای بیان نرمتر موضوعات فراهم می آورد. به عنوان مثال روزنامه ها از انتشار خبر اجازه نبش قبر دکتر زهرا منع شده بودند، اما به محض انتشار خبر دستور نبش قبر (که از نگاه مقامات برای نظام مثبت بود) در سایت میدان، بدون هیچ ممنوعیتی اجازه انعکاس آن صادر شد و حتی بعد از آن خبرگزاری دولتی ایرنا هم از وضعیت پرونده خبر داد. به نظر من که هم در روزنامه ها کار می کنم و هم در سایت میدان، کار کردن خبرهای زنان در سایت های اینترنتی به هموار کردن شرایط انتشار اخبار در رسانه های چاپی داخل کشور کمک می کند، چرا که به اصطلاح این مساله زهر خبرهای زنان را می گیرد. همچنین از آنجا که ابتدا این اخبار انعکاس بین المللی پیدا می کنند، سریعتر واکنش داخلی را به دنبال می آوردند."

سولماز شریف: وبلاگ های دخترانه، تابو شکنی و انعکاس تبعیض های زندگی روزمره

"در فضایی که حرف زدن از زن اصلا راحت نبود و اگر چیزی هم به نشریات راه پیدا می کرد، از هزار تا غربال رد شده بود، اینترنت فضایی را به وجود آورد که فیلتر و سانسوری در نوشتار و افکار در مورد زنان وجود نداشت. یعنی اگر کسی به عنوان مخاطب بتواند از سر فیلتر سایت رد شود، با فیلتر و سانسور دیگری در بطن مطلب روبرو نیست.  سایت های زنان توانسته اند به ایجاد یک هویت جمعی در جنبش زنان کمک کنند. البته به نظر من بخش دیگری هم هستند که در هویت بخشی به جنبش زنان تاثیرگذار هستند. این دسته بدون هیچ برنامه ریزی خاصی و یا بدون هدفی به این موفقیت رسیده اند. این دسته همان وبلاگ های دخترانه است. یعنی وبلاگ هایی که صاحبانشان دختران جوان هستند و از خواسته ها و نیازهایشان می نویسند. به واسطه همین وبلاگ هاست که امروز می شود بر سر بکارت بحث کرد، می توان راحت از قاعدگی ماهانه زنان حرف زد. می توان اثراتی از تبعیض ها را در زندگی روزمره این دختران جست. کلا اینترنت برای زنان دو دستاورد مثبت داشته است. یکی تابو شکنی که کارآسانی هم نیست و دیگری انعکاس تاثیر تبعیض های اجتماعی بر زندگی روزمره این دختران."

نفیسه آزاد: خطر اهمیت کاذب رسانه

"در زمانه ما رسانه پل ارتباطی میان جنبشها در داخل و خارج از کشور است. در داخل، در نبود رسانه های رسمی که پوشش خبری را درست انجام دهند، فضای مجازی نقش رسانه ای پر رنگ تری به خودش گرفته و در نقش یک رسانه تمام عیار عمل می کند و این خودش نکته مهمی است. اما اگر خیلی نقش رسانه ای یک جنبش پررنگ شود این احتمال وجود دارد که تاکید بیش از حد بر آن، فعالیتهای دیگررا که لزوما برد رسانه ای ندارند کم اهمیت جلوه دهد و نهایتا از یک حرکت اجتماعی تنها یک شو آف رسانه ای باقی بماند. به نظرم اهمیت یافتن کاذب رسانه برای جنبش زنان اتفاق بدی خواهد بود. این اهمیت کاذب ممکن است تبدیل به یک نبرد برای دستیابی به قدرت رسانه بشود و به جای اینکه رسانه در اختیار فعالیتهای یک حرکت باشد، فعالیتها هویت خود را با رسانه تعریف کنند که این اصلا جالب نیست."

منیره کاظمی: روایت زنانه تاریخ

"به نظر من وزنه مثبت نقش اینترنت در جنبش زنان سنگین تر از وزنه منفی اش  است. در وهله اول انتقال سریع اخبار، مقالات، نظرات و کلاً اطلاعات و در مراحل بعدی استفاده از ایمیل در امر خبر رسانی و در درجات کمرنگ تر استفاده از چت روم ها و بحثهای پالتاکی. نقش منفی آن تنها میتواند در این باشد که توهم و شبهه ای را ایجاد کند که جنبش، مباحث و مطالبات آن توده ای و فراگیر شده است، در صورتی که می دانیم درصد کمی از ایرانیان داخل و آن هم در سنین مشخصی به این وسیله ارتباطی دسترسی دارند.  در خارج از کشور هم تعداد کمی هستند که از این وسیله برای پیشبرد امر جنبش و اهدافش استفاده میکنند.

وب سایتهای زنان و یا نوشتن زنان ایرانی و به خصوص فعالین جنبش زنان در وبلاگهای شخصی توانسته مطالبات زنان را آنچنان عمومی کند که برای مثال وبلاگ نویسهای مرد را که تا چندی پیش هر حرکت زنان را به مسخره میگرفتند و یا حتی گاهاً پست های ضد زن و ضد فمینیسم منتشر میکردند تغییر رویه داده اند و خود یا به عمومی شدن این مطالبات کمک میرسانند، ویا حداقل از شدت و حدت زن ستیزی شان کاسته اند. اما باز هم نباید یادمان برود که اینها تنها بخش کوچکی از مردم ایران هستند و مواظب باشیم که توهم زده نشویم که واقعاً مطالبات جنبش زنان توده ای شده است.

ما تاریخی مردانه داریم و زنها تا به امروز دیده نشده اند. باید نوشت و نوشت و به ثبت رساند. باید وجودمان را، خواسته ها و تمایلاتمان را بیان کنیم و به ثبت رسانیم. اصلا هم مهم نیست که با چه کیفیتی مینویسیم؛ کیفیت را باید به آشنایان و دست اندکاران ادبیات و اهل نقد ادبی و روزنامه نگاران واگذار کرد. مهم این است که دردها و رنج ها، مبارزات و سختی ها، اشک ها و خنده ها، شکست ها و پیروزی ها، مقاوت ها و همبستگی ها، تبعیض ها و ظلم های آشکار و پنهان نوشته شوند و به اطلاع دیگران برسند، ثبت شوند، تا آیندگان از آنها بیاموزند، تا که شاید بنیه ای باشد برای تقویت حافظه ضعیف تاریخی مردم سرزمینمان."

***

تشکر و عذرخواهی: از همه دوستانی که با وجود شلوغی روزهای نزدیک به روز جهانی زن وقت گذاشتند و به سوال های من با حوصله و توجه پاسخ دادند تا بتوانم این گزارش را بنویسم تشکر می کنم. از اینکه به دلیل کمبود وقت و یا برقرار نشدن ارتباط با سردبیر سایت های فعال دیگری از قبیل کانون زنان ایرانی، زنستان، و شهرزاد نیوز، نتوانستم سایت های زنان بیشتری را بررسی کنم هم عذر خواهی می کنم. مسلما سایت هایی که در این گزارش نام برده شدند تنها نمونه هایی هستند از سایت های زنان فعال در جنبش زنان و سایت میدان زنان از بررسی سایت های دیگر هم استقبال می کند.

منابع:

[1] مهاجری، ربابه، "بررسی جایگاه زنان درمدیریت مطبوعات کشور" -  فصلنامه پژوهش و سنجش، سال یازدهم، شماره 38، تابستان 1383
کیهانی، معصومه، "نحوه انعکاس مسائل زنان در 10 روزنامه تهران" -  مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها،  1379
رزازی فر، افسر، "گزارش نشریات زنان و خانواده (شش ماهه اول سال 1379)" - مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، 1379

[2] Byerly, Carolyn and Ross, Karen. “Women and Media: A Critical Introduction.” 2006.     Malden, MA: Blackwell Publishing.

[3] Croteau, D. & Hoynes, W. (2003). Media/Society: Industries, images and audiences. Thousand Oaks, Calif: Pine Forge Press.

 [4]مکالمه شخصی با یکی از اعضای سایت میدان

 

 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.