باید دید...؛ نگاهی به فعالیتهای ادبی و هنری زنان در سال 86
 تاریخ: 17  اسفند  1386  آذر عفیف

سال 1386 سالی پرفراز و نشیب برای زنان بود به خصوص در زمینه های اجتماعی. از پرداختن نیروهای حافظ امنیت کشور به طرح امنیت اجتماعی و نوع پوشش زنان که جامعه ی اکثریت زنان را مضطرب کرده است تا سانسور عکس زنان هنرمند در خبرگزاری های دولتی که همه ی این فشارها نشان از تلاش برای کمرنگ کردن حضور زنان در اجتماع دارد.

رویدادهای اجتماعی قطعا تاثیر عمیقی بر دیدگاه های مردم می گذارد و در این میان هنرمندان و نویسندگان بسیار بیش از دیگران متاثر از آن هستند. در حقیقت آنان بازتاب دهنده ی این تاثیراتند  و چگونگی فعالیت و موضوعاتی که دستمایه ی اثرشان قرار می دهند نشان می دهد ، در بطن جامعه چه چیزی در حال وقوع است.

به طور کلی برداشت من از وضعیت ادبیات و هنر در سال جاری و نحوه ی فعالیت زنان در این زمینه ها چندان امیدوارکننده نیست. شاید که زنان در زمینه هایی چون هنرهای تجسمی به خصوص نقاشی توانسته اند از میزان کمیت آثار از مردان پیشی بگیرند اما کیفیت آثارشان هم چنان در سطح پایین تری قرار دارد. در مورد ادبیات مساله متفاوت است. زنان نویسنده پابه پای مردان می نویسند و طبق آمارهای امسال جوایز زیادی را هم از آن خود کرده اند ، هرچند که از نظر تکنیکی ضعف هایی دارند اما با تمام این اوصاف می شود گفت وضعیت ادبیات از بقیه ی هنرها ( اگر ادبیات را هم شاخه ای از هنر بدانیم ) به طرز چشمگیری بهتر است.

به هر ترتیب پس از گذر از فضای فرهنگی نسبتا باز دوره ی خاتمی و ورود به فضایی کاملا متفاوت ، می توان انتظار داشت که پس از گذشت دوسال سخت در زمینه های فرهنگ ، سال 1386 برای فرهیختگان بالاخص نویسندگان و هنرمندان چندان مطلوب نبوده باشد.

هنرهای تجسمی (1)

آمارها نشان می دهد که در سال 1386 زنان نمایشگاه های بیشتری به نسبت مردان در گالری های تهران داشته اند. در تابستان 86 طبق آماری که از 23 تا 29 گالری استخراج کرده ام ، 57 درصد نمایشگا ه ها از آن زنان و 43 درصد مختص مردان بوده که البته در این میان آثاری که درباره ی زنان بوده را نادیده گرفته ام. این آمار کوچک نشان می دهد که زنان بیشتر به رشته هایی چون نقاشی و خوشنویسی و هنرهای دستی روی آورده اند که می توان این گونه برداشت کرد که چون این حرفه ها کاملا خانگی هستند و برای انجامش احتیاجی به خروج زن از خانه و قرار گرفتن در معرض اجتماع به شکل جدی آن نیست ، زنان به آن ها رو آورده اند.

درباره ی عکاسی وضع متفاوت است. در همین محدوده ی زمانی که اشاره شد ، زنان عکاس تنها 39 درصد نمایشگاه ها را داشته اند و مردان 61 درصد. می شود در این مورد هم به دلیل بالا استناد کرد اما قطعیتی در آن نیست.
این آمار تنها درباره ی تعدادی از گالری های تهران است و درباره ی نمایشگاه های گروهی تحقیقی نشده است.

تعدادی دوسالانه ( بینال ) و نمایشگاه های ادواری رقابتی هم در سال 86 برگزار شد که موزه هنرهای معاصر و فرهنگستان هنر صبا با همکاری انجمن های مختلف ( نقاشی ، گرافیک ) متولی آن ها بودند. بماند که نگاه ها در مراکزی که نام بردم چه تغییرات فاحشی با دوران طلایی چند سال پیش دارد ، مثلا عملکرد موزه هنرهای معاصر در زمانی که دکتر سمیع آذر ریاست آن را به عهده داشت.

دوسالانه های مهم امسال که عبارت بودند از "طراحی پارچه و لباس" ، "پوستر جهان اسلام" ، "کاریکاتور" و "نقاشی" که به ترتیب اسامی آمار به این شرح است : آماری نه در اینترنت و نه در موزه یافت نشد. شاید که کم لطفی روابط عمومی موزه هم مزید بر علت باشد ، 17 جایزه و تنها یک زن برگزیده ( ربه کا رب از امریکا ) ، 17 جایزه و به دلیل اسامی ناآشنای خاور دور 7 نام را تشخیص جنسیت ندادم. یک زن برگزیده ی قطعی ( شیوا زمان فر- جایزه ی ویژه ) ، این دوسالانه هنوز برگزیدگانش تعیین نشده به همین دلیل آمار پذیرفته شدگان را ارائه می کنم : 58 درصد زنان و 42 درصد مردان.

دوسالانه ی دیگر امسال "بیتال مجسمه سازی" بود که دو زن برگزیده ی آن شدند ( مونا رستم زاده به همراه حمید جدید- نفرات برتر و مهسا کریمی زاده به عنوان نفر دوم ). نمایشگاهی هم با عنوان "نقاشان نوگرای استان مازندران" در فرهنگستان صبا برگزار شد که طبق آمار غیر دقیق ، 80 درصد شرکت کنندگان زنان بودند.

موسیقی (2)

پس از به پایان رسیدن دوره ی ریاست جمهوری خاتمی ، اوضاع هنر موسیقی به شدت تغییر کرد. می دانیم که موسیقی همیشه هنری نیمه ممنوع بوده و هست به خصوص وقتی قرار باشد میدان به زنان داده شود. "آواز خواندن" زنان همیشه در تاریخ به خصوص پس از دوران صفوی جز در محافل خصوصی مورد اشکال بوده و حتی از دیدگاه فقهی نیز حرام است. در دوره ی خاتمی کنسرت های مخصوص بانوان به تعداد زیاد برگزار شد و خوانندگان زن برای زنان خواندند. کسانی چون پری ملکی و پری زنگنه توانستند در تالارهای تهران برنامه اجرا کنند. قطعا این قبیل برنامه ها مشکل شرعی نداشت چون زنان برای زنان می خواندند و مساله ی حضور نامحرمی که صدای خواننده ی زن را بشنود ، حل شده بود اما با این وجود در سال های اخیر و سال 86 مجوز تعدادی از همین کنسرت ها لغو شد و عملا زنان در حوزه ی موسیقی در حال استحاله به قالب نوازندگان صرف و خوانندگان پس زمینه ی گروه های کر یا معلم های موسیقی هستند. قطعا در فضای فرهنگی به وجود آمده در این سال ها فعالیت جدی زنان در زمینه ی موسیقی جندان خوشایند نیست و به دلیل نظارت دولت بر کنسرت ها، عملا کار چندانی جز کنسرت های خانگی نمی توان انجام داد که این هم باز قدمی برای نزدیک شدن به هدف اصلی این نظام فرهنگی یعنی خانه نشین کردن زنان است.

سینما و تئاتر

در سال 86 تقریبا 36 فیلم به نمایش عمومی درآمد ( آمار دقیق نیست و از روی تعداد فیلم های سال 85 تخمین زده شده است ). اگر بخواهم درباره ی شخصیت زنان در فیلم نامه ی این فیلم ها بگویم ، سخن به درازا خواهد کشید و جای این در این مطلب نیست. تنها این اشاره کافی است که در سال 86 زنان در فیلم ها شخصیت هایی به مراتب از سال های گذشته ضعیف تر و سنتی تر داشتند. آن ها یا نقش مادران سنتی را بازی می کنند یا دختران بورژوا صفتی که در اکثر موارد عاشق یک مرد از طبقات پایین جامعه می شوند.

به جز این ها شاید تنها شاخص برای آمارگیری فعالیت زنان در این عرصه بزرگترین فستیوال سال یعنی جشنواره ی فیلم فجر باشد. در سال 1386 تنها یک زن موفق به دریافت سیمرغ در جشنواره ی فیلم فجر شد ( ژیلا مهرجویی با شعله نواب تهرانی – طراحی صحنه ) و زنان جز در رشته ی بازیگری که برای آن هم در تمام جشنواره های فیلم رشته ای به نام زنان بازیگر وجود دارد ، حتی نامزد دریافت جایزه ای هم نشدند. به طور کلی فستیوال فجر در سال جاری ، جشنواره ای به شدت مردانه بود.

در حیطه ی تئاتر هم به خاطر بازسازی مجموعه ی تئاتر شهر که باعث شد چند ماه نمایش تئاترها به چند سالن خاص محدود شود ، دو نمایش شاخص درباره ی زنان به روی صحنه رفت ( افرا یا روز می گذرد – ملاقات بانوی سالخورده ) که هر دو به خاطر نام کارگردانانشان ( بهرام بیضایی – حمید سمندریان ) با استقبال زیادی روبرو شدند. یکی دیگر از تئاترهای امسال که مورد استقبال واقع شد ، "خانواده ی آقای تت" به کارگردانی مائده طهماسبی بود و مدت ها در سالن های مختلف به اجرا درآمد.

در جشنواره تئاتر فجر سال 86 هم تنها یک زن ( شیما زارع همراه با مهدی فرجپور ) در بخش آهنگسازی برگزیده شد و هدیه تهرانی هم نامزد دریافت جایزه گردید ( رشته ی طراحی صحنه ). در بخش تجربه های دانشجویی جشنواره نیز 9 نمایش برگزیده شدند که کارگردان یکی از آن ها زن بود ( آرزو روشناس ). از دیگر وقایع تئاتر امسال هم جشنواره ی تئاتر بانوان بود که برگزیدگان آن فقط زنان نبودند و به مردان هم در این جشنواره جوایزی داده شد. احتمالا این جشنواره به تئاترهایی که درباره ی زنان باشند هم اجازه ی حضور می دهد.

در هرحال این طور به نظر می رسد که در تئاتر امسال زنان موفق تر از سینما عمل کرده اند و شاید دلیل آن باشد که سینما به خاطر تعداد بالای مخاطبانش هنری حساس تر از تئاتر است و مسوولان دقت بیشتری را در این حیطه به خرج می دهند.


ادبیات

"نوشتن" هم همچون نقاشی شاید به خاطر خاصیت در خانه کار کردن بسیار مورد توجه زنان واقع شده است. در سال های اخیر ، زنان نویسنده ی زیادی پا به عرصه ی ادبیات گذاردند و عناوین زیادی از بازار نشر را به خود اختصاص دادند. ادبیات مجال خوبی بوده و هست که زنان بتوانند توانایی هایشان را به اثبات برسانند هرچند که تعداد تیراژ کتاب در ایران آن قدر کم است که جز قشر خاصی ، به آن توجه نمی کنند. آمار جوایز ادبی امسال به خوبی نشان داد که زنان نه تنها بیشتر از قبل می نویسند بلکه نوشته هایشان از نظر کیفی بهتر شده است. هر چند که هنوز هم بسیاری از ایرانیان نوشته های عاشقانه ی نویسندگانی در رده ی فهیمه ی رحیمی را به کتاب های عمیق تر و پرمحتوا تر ترجیح می دهند.

در سال 86 پنج زن موفق به دریافت جوایز ارزشمندی در جشنواره های ادبی شدند ( امیلیا نظری ، شیوا رمضانی ، فائزه فرهومند : تندیس صادق هدایت – ماه منیر کهباسی ، آذردخت بهرامی : جایزه ی ادبی روزی روزگاری – آذردخت بهرامی : جایزه ی منتقدان مطبوعات ). یازده زن دیگر هم در جشنواره ها نامزد دریافت جایزه شدند که این آمار برای نویسندگان زن ، موفقیتی درخور توجه است.

امسال جایزه ای هم با نام "جایزه ی ویژه ی بانوی فرهنگ" از سوی وزارت ارشاد برگزار شد که به 9 زن شاعر و داستان نویس جایزی اعطا شد  و از بانویی پیشکسوت در عرصه ی ادبیات تقدیر شد. نکته ی جالب این جشنواره این بود که 3 جایزه هم به مردان رسید در حالی که نام جشنواره نشان می داد که قرار است بانوان فرهنگی انتخاب شوند نه آقایان !

اتفاق ناخوشایندی هم در سال 1386 به وقوع پیوست و آن تعطیلی نشر ویستار علیرغم ایستادگی های مسول آن فرخنده ی حاجی زاده بود. او که از نویسندگان شناخته شده ی ایرانی است تلاش زیادی برای جلوگیری از این اتفاق انجام داد که به نتیجه نرسید و چند هفته ای خبرش تیتر اخبار ادبی بود.

*  *  * 

در نگاهی کلی به وقایع ادبیات و هنر و نتایج فعالیت زنان در این عرصه ها در سال 1386 ، به نظر می آید زنان در رشته های به اصطلاح مردانه و آن هایی که نیاز به حضور جدی تری در اجتماع دارند ، نا موفق تر عمل کرده اند. این امر موید آن است که فضای فرهنگی امروز جامعه هم که در حال سنتی تر شدن و راندن زنان به خانه است ، سعی دارد آنان را به پذیرش نقش های "همسر" بودن و "مادری" تشویق و گاه وادار کند. طبعا در چنین فضایی درصد زیادی از زنان ترجیح می دهند حضور متفاوت تری داشته باشند و عملا به پشت پرده رانده می شوند. آن دسته از هنرمندانی هم که خطوط قرمز را رعایت نمی کنند ( چه زن و چه مرد ) و به خصوص موضوعاتی چون فمینیسم ومسایل خاص سیاسی و اجتماعی را دستمایه کارشان قرار می دهند ، به خودی خود ترجیح می دهند برای دیده شدن آثارشان ، خارج مرزهای ایران را انتخاب کنند و آثارشان را در کشورهای دیگر به نمایش بگذارند تا مجبور به خود سانسوری یا دست شستن از کار هنری نشوند.

نویسندگان و شاعران هم در چنین فضایی چاره جز خود سانسوری ندارند و سعی می کنند مصالحی را رعایت کنند تا کتابشان در صف مجوزهای وزارت ارشاد نماند. زنان شاید که حساسیت کارشان بیشتر هم باشد چرا که نوشتن از خودشان و زندگی هم جنسانشان در آثار آن ها نمود بیشتری دارد.

قطعا با ادامه ی این روند زنان سعی می کنند راه های جدید و متفاوتی برای بیان خود بیابند ، به گونه ی خاص خودشان و با زبان ویژه شان؛ مردان هم از این قاعده مستثنا نیستند. نتیجه را باید دید.

پی نوشت ها :

1. پس از مراجعه به فرهنگستان صبا و موزه ی هنرهای معاصر متوجه شدم از زمان تغییر ریاست موزه و از ابتدای تاسیس فرهنگستان به خصوص در سال جاری ، هیچ برنامه ی مدونی برای دسترسی به اطلاعات در این دو مرکز بزرگ هنری وجود ندارد.برای نثال سیاست گذاران موزه ، چندین ماه در سال را ، با وجود گنجینه ی با ارزش و دیدنی آن ، خالی می گذارند. در این شرایط تاسف بار جامعه ی دولتی هنر ایران و قطع بودجه های هنری در مصوبه ی مجلس ، طبیعتا جایی برای توجه به هنر زنان وجود ندارد زیرا "خانه از پای بست ویران است". در هرحال با تمام این اوصاف از آقای ع.ن در مرکز هنری صبا تشکر می کنم که همین میزان اندک اطلاعات را تا حد زیادی مدیون ایشان هستم.

2. برای درج آمارهای دقیق در این نوشته ، با مرکز موسیقی تماس گرفتم و متوجه شدم باید اجازه ای رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد تهیه کنم و در سیستم بوروکرواسی غرق شوم ! طبعا به دلیل کمبود وقت و نداشتن مدرک معتبری برای اثبات خبرنگار بودنم دست از این پروسه شستم. به هر ترتیب در این مرکز به طور کامل آمارهای کنسرت های سالهای متوالی با تفکیک فعالیت زنان و مردان موجود می باشد. چون توانایی دسترسی به این آمارها را نداشتم ، بخش نوشته شده درباره ی موسیقی را به کمک یکی از دوستانم که در حیطه ی موسیقی فعالند تکمیل کردم که همین جا از ایشان (خانم آ.خ ) تشکر می کنم.

 
  Copyright ©2008, meydaan.com. All rights reserved.